
تو گردان شایعه شد .نماز نمی خونه!گفتن: تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده
باور نکردم و گفتم : لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خوانه ...
وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم
با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین، در کمینش بودم تا سر حرف را باز کنم . تو که برای خدا می جنگی، حیف نیست نماز نخونی ...
لبخندی و گفت : یادم می دی نماز خوندن رو ! بلد نیسی!؟
نه، تا حالا نخوندم !همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره های شصت دشمن، تا جایی که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم .توی تاریک روشنای صبح، اولین نمازش را با من خواند. دو نفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما را گرفتند. سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم. هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آب هور خورد و پارو از دستش افتاد. آرام که کف قایق خواباندمش ...
لبخند کم رنگی زد. با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش به آسمان یکی شد...
عرض تبریک به همه دوستان عزیز
در ضمن در کاری رو در این رابطه آماده کرمپیش کش به عنوان عیدی ما بای
چه کسایی متولد شدن چه عزیزایی و چه خوبایی رفتن که همیشه جای خالیشون
احساس میشه
بچه ها حاج حسین این نوکر امام حسین و دلباخته امام حسین از بین ما رفت
در پی اخباری که منتشر شد طی انفجاری که تو بین الهرمین رخ داد 3 تن زخمی و
مجروح شدند و متاسفانه و خوشبختانه 1 نفر از این افراد به نام د حاج حسین قدوسی که از رفقای
ما بود شهید شد
واقعا اگه این طوری از بین ما نمیرفت باید شک میکردیم این طور رفتن قسمت
معدود افرادی میشه که مهر نوکری اونا رو خود آقا پای نامه اعمالشون میزنه
حــاج حســـین خـــدا نگــهدار
راستی در این رابطه ان شالله کاری رو طراحی میکنم پیش کش به این نوکر امام حسین
سلام
دوستان عزیز طی چند روز آینده آدرس وبلاگ به
حـــــسیـــنـــــــــیه دل
hoseiniedel.blogfa.com
تغییر پبدا میکنه و با این آدرس ما رو پیدا کنید
ســـالـــــک الــــي الله
آيت الله آقاي حاج شيخ عزيز الله خوشوقت به ملکوت اعلا پیوست
این طرح کار ناقابلی که تونستم انجام بدم امیدوارم که خوب شده باشه

وجود آمدن یه سری مشکلات عدیده
به عنوان یه بلاگ شخصی فعالیت میکنه
التماس دعا

سلام مادر
از بچه هایت چه خبر؟!
شبای جمعه که میشه،دلا بهونه میگیره
هر کی میاد سر یه قبر،ازش نشونه میگیره
یکی سر قبر پدر،یکی کنار مادرش
یکی کنار خواهر و،یکی پیش برادرش
امایه مادرغمگین و آرام،میاد کنار شهید گمنام
***
یه جعبه خرما برای،فاتحه خونی میاره
آروم میاد میشینه و،سر روی سنگش میذاره
میگه تو جای بَچمی،گوش بده به حرفای من
از بس که اینجا اومدم،درد اومده پاهای من
آخر نگفتی کسی رو داری،یاکه مث من بی کس و کاری
***
مگه تو مادر نداری،برای تو گریه کنه
غروب پنجشنبه بیاد،به قبرتو تکیه کنه
غصه نخور من مادرت،منم همیشه یاورت
نمیذارم تنها بشی،مدام میام بالا سرت
از تو چه پنهون،یه بچه دارم
چند ساله از اون،خبر ندارم
آخ که دلم برات بگه،از پسرم یه خاطره
موقع جبهه رفتنش،ساعتی که میخواست بره
از اون لباس خاکی و،از اون پیام آخرش
هرقدمی میرفت جلو،نگا میکرد پشت سرش
دیگه نیومد،رفت ناپدید شد
چشام به درب،خونه سفید شد…
دیگه از اون روز تا حالا،منتظر زنگ درم
بس که دلم شور میزنه،نصفه شب از خواب میپرم
کاشکی بود و نگاه می کرد،یزید سرش رفت بالا دار
سزای اعمالشو دید،لکه ننگ روزگار
من مطمئنم الآن اگر بود،سرگرم شادی از این خبر بود..
***
اون شبی که نشون میداد،صدام چشاشو بسته بود
رفتم تو فکر روزی که،دل مارو شکسته بود
روزایی که نمک میریخت،رو زخم داغ قلب پدرا
داغ برادر میگذاشت،رو جیگر برادراش
الحمدلله،دعام اثر کرد
سوی جهنم،عزم سفرکرد…
***
بسه دیگه خسته شدی،دوباره خیلی حرف زدم
با اینکه قول داده بودم،امابازم گریه شدم
خدانگهدار پسرم، فعلا ازت جدا میشم
شاید مسافرم بیاد، زشته تو خونه نباشم
با صد امید و آرزو،مادر مفقود الاثر
بلند شد از کنار قبر،شاید براش بیاد خبر
چند ساله مادر…،کارش همینه…
خبر نداره..،{بچه اش همینه…}
( مداح : مجتبی رمضانی )

طي اين چند وقتي که نبودم بعضي از دوستان اظهار لطف داشتن و مي اومدن نظر ميدادن و بيشتر نظرات راجع به دانلود مداحي آقا مجتبي فخري بود اين چند فايل رو به عنوان پيشکش داشته باشید تا قبل از محرم ان شالله کل آرشيو رو آپلود کنم
جهت دانلود روی ادامه مطالب کلیک کنید

